قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه
بیا چشمات و روشن کن، بیا وایسا تماشا کن
بیا مابین این خلق و یه گوشه جات و پیدا کن
اگه خواستی یه دوربینی بیار و ضبط کن، خوبه
گاهی وقتا یه فیلمایی ، واسه تکرار، محبوبه
بشین وتخمه ای بشکن،درسته فیلم مثبت نیست
واسه رفع کسالت هم،یه کم اکشن باشه بدنیست
نگا کن شاید از پایین ، ببینی چشمای تر رو
به آدم های اطرافت بگی میشناسم این ... رو
این آدم end مجنونه ، نداره عقل یک ذرّه
وجود این جماعت هم برای خلق پر درد
حالا آروم بزن لبخند ، بخور یک رانی دیگه
جهانت میشه پاک از من ، فقط چند ثانیه دیگه
حالا شونه ات رو بالا کن، بزن اون عینک تار و
برو بیرون جمعیت ، بگو علّاف کرد مارو
برو هیچ کس نفهمید که، کنار قاتل ایستاده
که اون مجنون روی دار، جونش رو پای توداده
برو هیچ کس نفهمید که، کلید ماجرا اینجاست
که کُشتی خیلی قبل ازاین،دل اونی که اون بالاست
حالا دیگه خیالت تخت ، برو با عشقت از اینجا
قرار ما و وجدانت یه روزی ...
شاید این فردا ...
                                                                                                                           "ابر"

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی