قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه
بایگانی

در خواب دیدم گشته پرهایم طلایی

آمد پیامک صبح ، هی مشهد می آیی ؟

گفتم : کجا ؟ مشهد ؟ چه می گویی برادر ؟!

من ؟ مطمئنی باز پیغام اشتباهی ... ؟

من سال های سال آن سمتی نرفتم

مشهد کجا و من کجا ، مرد حسابی !

آنجا فقط جای کبوترهای پاک است

من یک کلاغم ، پای تا سر روسیاهی

          آمد پیامک :

" دعوتی دست خودت نیست

تو زائری حالا بیایی یا نیایی

 یادت می آید صحن سید ، جمعه پیش

با حسرتی کردی به کفترها نگاهی

آهسته زیر لب کشیدی آه گفتی

آیا برای این کلاغم مانده راهی ؟

آن شب ، میان خواب دیدم مشهدم من

دیدم تو هم ایوان صحن انقلابی

حال و هوایی داشتی ، ناگفتنی بود

دستی به سوی گنبد و دستی کتابی

آنشب یقین کردم که اسمت مهر خورده

آنشب یقین کردم تو هم با ما می آیی "

                                                            "الاحقر"

نظرات  (۳)

  • گدای امام رضا
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    سلام *** آقا
    شما دوباره رفتید مشهد؟
    بعد زیارت با *****؟
    مگه میشه ؟
    زیارت قبول
    حالا چرا نگفتید؟
    این شعر رو کپی کردم
    پاسخ:
    سلام دادا
    ای بابا گدا هرچی رو سیاه تر ...
    قبول حق باشه
    سلام عاشق
    طیب الله انفسکم خیلی زیبا بود

    منتظر شعرهای جدیدتان با جان و دل هستیم




    پاسخ:
    سلام
    آفرین بر نظر پاک خطاپوشت باد .
    قبول باشه زیارتتون
    پاسخ:
    سلامت باشید
    انشاالله به زودی برای شما !