قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه
بایگانی

دوش وقت سحر از غصّه ... نگویم بهتر

چشم بی خواب ، تر از غصّه ... نگویم بهتر

از فراقی که دل سنگ از آن آب شود

آنچنان شد جگر از غصّه ... نگویم بهتر

                                                     "الاحقر"


نظرات  (۳)

گلویم را بغض می فشارد!

صدایم در نمی آید که فریاد بزنم : کمک...

اما ...

خدایا تو که می شنوی حتی اگر چیزی نگویم !

خدایا از این همه بغض رهایم کن

گفتم این حس به خدا دست خودم نیست ولی
از همین ثانیه آزاد. . . و بغضم ترکید

سلام غریبه

کار دنیا همینه سختی کشیدن و سکوت و آه از سکوت...

هرچه درد بیشتر مقرب تری غریبه

خدا در دلهای شکسته ست

 

تولینک حرف دل دیدم وبلاگتون رو

پاسخ:
سلام
خوش آمدید .

من با تو همدل نیستم ؛ حتی همدرد هم نیستم ؛تنها وجه تشابه من و تو  درد کشیدن است .


همدلی عبارت است از توانایی تجربه و درک آنچه دیگران احساس می کنند.