قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه
بایگانی

لب را ز گلایه دوخت ، چون چاره نبود

خندید چو شمع و سوخت ، چون چاره نبود

انگشتر مادر ، آخرین چاره فقر ...

سرمایه خود فروخت چون چاره نبود

                                                             "الاحقر"

نظرات  (۱۰)

گریم گرفت وقتی بچه های فقیررو میبینم ازاینکه نمیتونم براشون کاری کنم خیلی ناراحت میشم
  • کاروان دل
  • خندید چو شمع و سوخت ، چون چاره نبود

    بسیار عالی! امان از درد ناچاری
    -------------------------------------------------
    سلام استاد
    سرافراز فرمودید
    بله ما مسلمان های شاعر که شعور دین را از یاد بردیم و شعار را جایگزینش ساختیم45467
    پس کجاست عدل خدا؟؟؟
    انگشتر مادر آخرین چاره نیست.امان از روزی که مادر به فروختن چیز ارزشمندتری مجبور شود.
    -------------------------------------------------------------------------
    هر عیب که هست از مسلمانی ماست !
    سلام دوست
    خوش به حالت که میتونی با دوتا جمله آدم را میخکوب کنی... لذت بردم.

    +ممنونم که توجه کردی.
    راستش برنامه‌ام این است که -به شرط حیات- تا پایان ماه مبارک شعبان مناجات شعبانیه را کامل کنم. البته ترجمه‌هایی که نوشته ام با ترجمه موجود در مفاتیج کمی تفاوت دارد و دارای ادبیات غنی‌تری است.
    تنوع داشته باشم یعنی دقیقا چی کار کنم؟ این یکی دوتا پست اخیر از تصویر استفاده کردم. اما اسلوب نوشتاری ام همان است. میشه کمکم کنی؟
    ------------------------------------------------------------
    سلام ، نظر لطفتون
    انشاالله خدمت میرسم
  • محمد حسین رحیمیان
  • ممنون از حضورتون
    شعرتونم زیبا بود استفاده کردم .
    به رو شدم خبرتون می کنم .
    یاعلی
  • شما مرا درخت صدا کنید!
  • عالی بود...
    -------------------------
    لطف طبع شماست .
  • تیشه های اشک
  • سلام
    احسنت بر شما شاعر با شعور
    ماجور باشید.
    ----------------------------------------------
    سلام بزرگوار
    شرمنده می فرمایید ...
  • زهرا خانوم
  • هی.......
    مهدی جان پس کی خواهی آمد؟؟؟؟
    -------------------------------------------------
    ما کی خواهیم آمد !
    این شعر قشنگ و تاثیرگذار بود
    آفرین جیگر من
    دلم برای چشم های درشت و قهوی ات که من فکر میکنم مشکی هستن تنگ شده
    عسل من کجایی؟؟؟
    ----------------------------------------------------
    سلام عزیز ، ما که نفهمیدیم چی شد !
    در عرض دو دقیقه نظرتون از این رو به اون رو شد !!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی