قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

بایگانی

باز ماه رمضان ، ماه عسل ، ماه خدا

ماه لبریز دعا ، ماه شفا ، ماه بکا

ماه سرمستی عشاق دل افتاده جدا

ماه عاشق شدن ماه به خورشید سماء


مژده ای دل که مسیحای خدا می آید

بوی انفاس خوشش از همه جا می آید


بعد یکسال دوباره به سرم سایه فکند

باز خورشید نگاهش به پرم سایه فکند

شهد اشکش به لبان جگرم سایه فکند

دید در آتش هجرم ، به برم سایه فکند


گفت با ما، که بیایید سحر نزدیک است

نبأ و واقعه در راه ، خبر نزدیک است


گفتم آیا که شود ... !؟ گفت که امکان دارد ...

قبل خفتن به لحد ... گفت که امکان دارد ...

رخصتی بر من بد ...گفت که امکان دارد ...

نزند مهر که "رد" گفت که امکان دارد ...


شادی این خبرش تا به سحر بیدارم

هم چو منصور خریدار سر هر دارم


آخر این سفره و یک گرده نان می چسبد

سحری دیدن "او" ، دادن جان می چسبد

بوسه بر خاک رهش وقت اذان می چسبد

زیر شمشیر غمش رقص کنان می چسبد


خاک پایش به خدا قوت من، افطار من است

نگهش آب حیات لب تبدار من است


گرچه من لایق دیدار نیم اما کاش

گرچه من عاشق بیدار نیم اما کاش

گرچه دلداده بیمار نیم اما کاش

گرچه از هجر رخش زار نیم اما کاش


بخرد در هم و از سابقه جویا نشود

قطره ای پستم و او در پی دریا نشود


                                                 "ابر"

.

.

.



نظرات  (۱)

  • سید محمد رضی زاده
  • طیب الله انفسکم
    پاسخ:
    هذا من فضل ربّی ...
    و انا ذلیلٌ و حقیرٌ و ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی