قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه
بایگانی

          



قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت

نقاره می زنند . . . مریضی شفا گرفت


دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد
دیدی که آب حاجت آیینه را گرفت


خورشید آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت


پیغمبری رسید و در این صحن پر ز نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت


از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت


زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت


چشمی کنار این همه باور نشست و بعد
عکسی به یادگار از این صحنه ها گرفت


دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت


دارم به سمت پنجره فولاد می روم...
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت ...

رحمان نوازنی

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



یکروز، صبح زود، ازل بود یا ابد

فرقی نمی‌کند، سر این راهِ نابلد

 

پا کردم عقل را و بسی راه، دور شد

نزدیک بود گم کُنَدَم کفشِ بی‌خرد

 

یکروز صبح، زود رسیدم که: اَلسلام

یکروز صبح، جای صنم گفتم: الصمد

 

عیسی که نیستی، پدر تو امام بود

این بار چندم است که گهواره حرف زد؟!

 

ای آبِ نونهال، که یک قطره‌ی شما

کافیست در شکستن اندامِ پیرِ سد

 

تو آن ستاره‌ای که تمام منجمان

حتی نکرده‌اند شبی هم تو را رصد

 

نام تو چیست؟ کودک موسی؟ نه؟ گــُل؟ نه؟ سیب؟

جایت کجاست؟ باغچه؟ گهواره؟ یا سبد؟

 

دریا کنار مرقد تو موج می‌زند

ماهی و پادشاهی تو حکم جزر و مـَدّ

 

از یک شروع می شوی و هفت مرتبه

در جلوه می‌روی، بشوی هشتمین عدد

 

هر کس که می‌دهد به تو از دور یک سلام

وقت جواب، مضربی از هشت می‌شود

 

اینجا فقط تویی و تویی این "تویی " چه خوب!

آنجا منم، منم، منم و این "منم " چه بد!

 

من قصد کرده‌ام بروم مشهدالرضا

من قصد کرده‌ام بروم، یا علی مدد!... 

 شیخ رضا جعفری


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


این واژه‌ها که هیئت انسان گرفته‌اند
تنها برای دیدن تو جان گرفته‌اند

تنها نه واژه‌ها که جهانی به نام تو
عاشق شدند و راه بیابان گرفته‌اند

حتی کبوتران سراسیمه‌ی جهان
در سایه‌سار امن تو سامان گرفته‌اند

این ابرهای هیچ نباریده بر زمین
از چشم‌های سبز تو باران گرفته‌اند

تنها نه صید چشم تو هستند آهوان
این چشم‌ها پلنگ، فراوان گرفته‌اند

شیرینی غزل که برای تو گفته‌اند
شور جوانی است که پیران گرفته‌اند

تنها به شوق دیدن رویت مسافرند
این عاشقان که راه خراسان گرفته‌اند

حسین حاجی هاشمی


نظرات  (۴)

  • عاشورا هرگز غروب نمی کند...
  • تو صاحب ایرانی و به ما سوا هستی ولی
    دعا کن تا روز فرج زنده باشه سید علی
    یا امام رضا...
    سلام
    زیارت قبول - ماروهم دعا کن .

    مثنوی شرمساری

    شب است و سکوت است و ماه است و من
    فغان و غم اشک و آه است و من
    شب و خلوت و بغض نشکفته‌ام
    شب و مثنوی‌های ناگفته‌ام
    شب و ناله‌های نهان در گلو
    شب و ماندن استخوان در گلو
    من امشب خبر می‌کنم درد را
    که آتش زند این دل سرد را
    بگو بشکفد بغض پنهان من
    که گل سرزند از گریبان من
    مرا کشت خاموشی ناله‌ها
    دریغ از فراموشی لاله‌ها
    کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟
    کجایند مردان بی‌ادّعا؟
    کجایند شور‌آفرینان عشق؟
    علمدار مردان میدان عشق
    کجایند مستان جام الست؟
    دلیران عاشق، شهیدان مست
    همانان که از وادی دیگرند
    همانان که گمنام و نام‌آورند
    هلا، پیر هشیار درد آشنا!
    بریز از می صبر، در جام ما
    من از شرمساران روی توام
    ز دُردی کشان سبوی توام
    غرورم نمی‌خواست این سان مرا
    پریشان و سر در گریبان مرا
    غرورم نمی‌دید این روز را
    چنان ناله‌های جگر‌سوز را
    غرورم برای خدا بود و عشق
    پل محکمی بین ما بود و عشق
    نه، این دل سزاوار ماندن نبود
    سزاوار ماندن، دل من نبود
    من از انتهای جنون آمدم
    من از زیر باران خون آمدم
    از آن‌جا که پرواز یعنی خدا
    سرانجام و آغاز یعنی خدا
    هلا، دین‌فروشان دنیا‌پرست!
    سکوت شما پشت ما را شکست
    چرا ره نبستید بر دشنه‌ها؟
    ندادید آبی به لب تشنه‌ها
    نرفتید گامی به فرمان عشق
    نبردید راهی به میدان عشق

    گر داغ دین بر جبین می‌زنید
    چرا دشنه بر پشت دین می‌زنید؟
    خموشید و آتش به جان می‌زنید
    زبونید و زخم زبان می‌زنید
    کنون صبر باید بر این داغ‌ها
    که پر گل شود کوچه‌ها، باغ‌ها

    شاعر: علیرضا قزوه
    لطفا" لینک زیر رو ببین .
    (مثنوی شرمساری با صدای صادق آهنگران )
    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicid=32163
  • مصطفی (احمدی گرافیک)
  • من هم:
    اگه امام رضا دستمو نگیره بیچارم!
    راستی امشب خدا توفیق داد و یه سر خدمتشون رسیدیم
    به یاد همه دوستان و رفقا هم بودیم ماکه رو سیا هیم خدا به آبروی ایشان دستمون رو بگیره انشاءالله
    اگه امام رضا دستمو نگیره بیچارم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی