قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه
بایگانی

دلم غم دیده صدها بار, لیک این بار می ترسم

من از جنس فراقی اینچنین, ای یار می ترسم

خداحافظ , قرار  آخر  دیدار  آخر  بود

من از  لحن وداع  اولین  دیدار  می ترسم

کشیدی قلب مجروحی, نشان عشق, من گفتم

من از این قلب سنگی بر تن دیوار می ترسم

به من گفتی که مختاری که عاشق باشی و من هم

به تو گفتم که مجبورم, وزین اجبار می ترسم

به چشمان خمار تو هزاران بار مشکوکم

به من حق ده که از این خنجر خونبار می ترسم

دگر تشریح عشق گل به بلبل, سخت بیهودست

من از آغوش پر کینه , ز زخم خار می ترسم

بدون عاشقی یک روز ماندن همچو یک سالست

من از این سال های تلخ پر تکرار می ترسم

چه اصراری به بودن, زنده ماندن, بعد تو ای دوست

من از این زنده بودن پای چوب دار می ترسم

                                                                             الاحقر

نظرات  (۱)

  • کدام جمعه؟؟؟
  • باسلام
    در سفره عسل اگر که باشد بهتر
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی