قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

الی بیت المقدّس ...

قریب و غریبه

بر سوز جگر جز نم اشکی چه فشانم

دیگر به خدا درد بریدست امانم

باور نکنی ، کوه غرورم که شکستم

باور نکنی ، زخم ترم ، قد کمانم

دیروز ، فلک ، ملک و ملک زیر پرم بود

حین کنج قفس ، خسته نفس ، از چه بخوانم

از دور نگه می کنی و بهر تو شمعی ست

این آتش نمرود که افتاده به جانم

هر بار مرا دیدی و خندیدی و رفتی

یک بار نشد حال بپرسی که چه سانم

من تشنه که بینم تو و تو تشنه خونم

درمان من و توست صنم ، خون رگانم

تکلیف من و مرگ معما شده دیگر

معلوم کن ای دوست ، روم یا که بمانم

                                                                                  "ا ل ا ح ق ر"

نظرات  (۱۲)

  • کسب و کار موفق + ایده های جدید
  • سلام دوست عزیز
    از آنجایی که مطالب وبلاگ شما مفید و بسیار جالب می باشد لذا خواهشمندم در صورت صلاح دید با وبلاگ بازارجهان (با عنوان کسب و کار موفق+ایده های جدید) تبادل لینک انجام دهید در صورت تمایل عنوان خود را برای ما بفرستید
    با سپاس فراوان
    اسفندیار شیران
    "یکبار هم که شده صادق باش..." عنوان مطلبی است پیرامون...
  • احسان علی آبادی
  • سلام.
    درمان من و توست صنم ، خون رگانم
    یعنی چی؟ درمان شما شاید ولی معشوقه ی شما اگر این چیز آرومش می کنه که یعنی سادیسم داره! (ببخشید من باب طنز گفتم) آخه ما هیچ وقت عیبی رو به معشوقه خودمون نسبت نمی دیم در این صورت کمالات اون کم می شه و انتخاب خودمون زیر سوال می ره!
    ما باور نکنی به کار نمی بریم. باور بکنی یا نکنی به کار می بریم ولی من این جوری رو بار اوله می شنوم.
    زبان کارتون یک دست شده و این خوبه ولی به قول یکی از بزرگان شعر زبان مردم هستش ولی الان شعر شما رفته زبان مردم چند سده پیش شده.
    تو رو خدا یک تصویر جدیدی چیزی هم توی کارهاتون بیارید. بیتی رو هم مارک نکنید بذارید مخاطب انتخاب کنه. اگر واقعا خوب باشه غافل گیر می شه. (هرچند برای خودم هم پیش اومده که این کار رو بکنم)
    ممنون از دعوتتون.
    شاعر باشید.
    -----------------------------------------------------
    سلام
    ممنون که برا شعرای حقیر وقت میگذارید.
    تیغ جفا داشتن معشوق برا ریختن خون عاشق ، یه امر عادی تو ادبیات و عیب معشوق نیست.
    باور نکنی یعنی باور نمی کنی.
    در مورد سایر موارد هم کاملا نظراتتون رو قبول دارم.
    بازم ممنون از نقد دقیقتون.

  • سالهای صبوری
  • سلام عالی بود خصوصا شاه بیتش...
    ---------------------------------------------------
    سلام .
    نظر لطفتون
    برو جای تو اینجا نیست ...
    -------------------------------------
    لا یمکن الفرار من حکومته ...
  • شما مرا درخت صدا کنید!
  • سلام

    بر سوز جگر جز نم اشکی چه فشانم
    دیگر به خدا درد بریدست امانم

    عالی بود انصافا شعرتون خیلی سطحش بالا ست من لذت بردم ....

    اسم ا ل ا ح ق ر کمه برا این شعر باید به شاعر گفت احسن

    ممنون خبر دادید
    --------------------------------------------------------------
    سلام شما بزرگوارید ، نظر لطفتون
    راستش ،الاحقر یه جورایی تخلص حقیر
    نگرانم برای این قلم و آنچه از آن جاری می گردد...
    هر چه زیباتر جلوه می دهد، نیاز به تهذیب بیشتری را در خود احساس می کند...
    این قلم زیبا جلوه می دهد...

    پس نیاز به تهذیب بیشتری دارد...

    این جان تشنه است...

    زمزم می خواهد...

    مبادا با دریا فریبش دهیم که جان تشنه را تشنه تر می کند...

    باید تهذیب کرد... زمزم را باید نوشید...

    دعایم کن که محتاجم...
    -------------------------------------------------
    دعا کنید که اهل تهذیب باشیم و بمانیم ...
    سلام اخوی. شرمنده بابت تاخیر زیادم. بذارش به حساب امتحانات... زیبا بود... خیلی عالی بود... بیت ماقبل آخر خیلی قشنگ بود... قلمت همچنان روان...
    با "مثنوی خدا" به روز و...
    منتظرم...
    یاعلی
    التماس دعای فرج
    -----------------------------------
    سلام بزرگوار
    اختیار دارید
    شرمندمون نکنید ...
    حقیقتاوبلاگ زیبایی دارید
    طرزفکرتا از کلامتان پیداست
    طرزفکرتان ستودنی است
  • محمد حسین رحیمیان
  • من تشنه که بینم تو و تو تشنه خونم

    درمان من و توست صنم ، خون رگانم
    سلام غریبه!
    باورم نمی‌شه !!!!
    همین الان داشتم همین بیتی را که برام نوشته ای توی وبلاگت می‌نوشتم...
    دقیقا همین بیت!
    خدا گاه چه شوخی هایی با آدم می‌کند!
    -----------------------------------------------------
    سلام
    دردهای مشترک همزبانند ...
    از دور نگه می کنی و بهر تو شمعی ست
    این آتش نمرود که افتاده به جانم ...


    و مگر ما را جز برای پرپر زدن در مقابل چشمانش آفریده اند؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی